منتظر...
پروانه ها دیگر پرواز را دوست ندارند. بلبلان عاشق هوس نمی کنند به عشق کسی بخوانند. چشمان خسته از بس انتظار ظهورت را کشیده اند خسته و خواب آلودند و تو ای مهدی فاطمه! که خداوند لقب قائم را عطایت کرد!بدان دل من با آرزوهایش از تو میخواهد که بیایی، بیایی و من به همراه تمام بچه های یتیم با دسته ای گل یاس سفید مقدمت را گلباران کنیم. بیایی و ریشه ی ستم را بسوزانی و دلهای تشنه را با باران محبتت سیراب کنی.
من که تنهائیم همچون همچون جاده های بی انتهاست و به همنشینی تو نیازمندم.
من که از منتظران تو هستم هر چند کاری نکرده ام که تو خشنود باشی! ولی بزرگوار هستی و می دانم که می آیی....
می دانم که دیگر ظهورت نزدیک است و خواهی آمد؛ با دستی پر از صفا و قلبی پر از عشق و محبت می آیی و خیمه ی تشنه ی منتظران را سیراب می کنی، به امید آمدنت....
یوسف زهرا بیا...
نظرات شما عزیزان:
.gif)